آیا واقعه عاشورا با امام حسین (ع) آغاز و با شهادت او پایان یافت
    آری حسین اساتیدی داشت ، واقعه عاشورا تنها یك روز و پنجاه روز نبود . حتی یك سال و یك قرن و چند قرن نیز نبود ، گویی هدفی بود كه سالها پیش و پس آن روز دنبال شد . امتداد جریانی بود كه همه ازادگان جهان از پیش به آن در حد توان خود دامن زده بودند ، میتوان گفت هر مصلحی و هر مبارزی  یك جلوه از شخصیتی است كه ما آن را در ظرف حسین ع میشناسیم .
با این دید  ، عاشورا از حصار و بند حوادث  مادی كه طبیعتا با تغییر عصر محكوم به تغییر به صورت  یك حقیقت ویترینی  هستند  رها كرده و به آن شكل و ماهیتی معنوی میدهیم ، كه در هر عصر و زمانی قابل لمس  است ، برای مثال  اگر واقعه عاشورا را در نوع اسلحه مبارزان  آن  گم كنیم ( یعنی با بازگو كردن بیش ازاندازه وقایع حاشیه ای  مادی آن حقایق معنوی آن را در حواشی گم كنیم )  ، طبیعیست كه پس از مدتی تنها به شكل یك تجربه برای بشیریت در خواهد آمد ، كه هرگز تكرار نخواهد شد !
و امكان  تكرار واقعه ای شبیه به آن نیست !
 اما اگر عاشورا را  نوعی عكس العمل  نسبت به یك  عمل  بدانیم ،  بنا بر این فرمولی در دست داریم كه میتوان وقایع مختلف را در آن جایگزین كرد .
بگوییم عاشورا  اعتراضی بوده در مقابل یك ستمگری ، كه  بسته به آداب و رسوم و وسائل‌ان زمان شكل گرفته ، شكل جنگها پهلوانی بوده‌،‌ نوع اسلحه ها سلاح سرد بود و........
اینجا ما ابتدا گفتیم كه عكس العملی صورت گرفته در مقابل عملی با وسائلی ، یعنی  نفس عمل را مبنا قرار دادیم و شكل اجرای ان را در كنار ان ! و نه بلعكس
عاشورا تابلویی است از تعالی روح بشری كه  برای هدف خود كه ماورایی هم  هست   بیش از جان خود ارزش قائل است .
بنا بر این ما تابلویی داریم كه میتوانیم در آن  هر تصوری بكار ببریم .
تنها الزام تشكیل این تابلو ، تعالی  انسانی  كسانی است كه بایست آن تابلو را شكل دهند .
پس میتوان گفت كه عاشورا یك  مسیر متعالی است كه از پیش روی خطی ترسیم شده ، و هر  آزاده ای در مسیر آن گام نهاده و مینهد و خواهد نهاد ، چرا كه این مسیر هنوز به سر منزل خود نرسیده ، چرا كه  آن عمل یعنی ظلم كه حسین ع در برابر ان عكس العملی نشان داد  هنوز وجود دارد .
 
 
......................................................
 
باز شناسی فضای اجتماعی عصرامام حسین عو شناخت  برخورد های آن حضرت :
 
اینها نظرات و آرا حسین ع است  اما حسین ع  چرا اینگونه می اندیشید ؟ این تفاوت نسبت به جامعه اش از كجا ناشی میشد ؟ در جامعه ای كه كسی جرات نداشت حتی نام پدروی  را ببرد ! در جامعه ای كه كسی جرات نداشت بر علیه شخصی كه خود را خلیفه مسلمین میدانست و با توسل به زر و زور حق گویان را به بدترین وجه سركوب میكرد * ( برگرفته از حماسه حسینی )  سخن بگوید  ، شخصی با نام حسین فرزند علی  چگونه توانست بگوید :
مردم كوفه ! آن نا كس ، پسر نا كس ، آن زنا زاده پسر زنا زاده ، امیر شما ، فرمانده كل شما ، آن كسی كه شما به فرمان او آمده اید ، به من گفته است  كه از این دو كار یكی را انتخاب كن: یا شمشیر  یا تن به ذلت دادن . آیا من تن به ذلت بدهم ؟ هیهات كه ما زیر  بار ذلت برویم ! ما تن خودمان  را در جلوی شمشیر ها قرار میدهیم ولی روح خودمان را در جلوی شمشیر ذلت هرگز فرو نمی آریم . خدای من كه در راه رضای او  قدم بر میدارم راضی نیست و میگوید  نكن ،  پیغمبر كه وابسته به مكتب او هستم میگوید نكن ، آن دامن هایی كه من در آنها بزرگ شده ام ، دامن علی كه روی زانوی  او نشستنه ام به من میگوید نكن . (* همان ماخذ)
 
علی بود كه می فرمود ، گناه مظلومی كه در برابر ظلم سكوت كند از ظالم كمتر نیست .( * نهج البلاغه )
و هم علی بود كه می فرمود:
 سنگ را از همانجا كه دشمن پرت كرده باز گردانید ، كه شر را جز شر پاسخی نیست . ( *حكمات نهج البلاغه)
 
اینها گفته های بزرگترین استاد حسین است ، یعنی روحیه تدافعی و نه تهاجمی یا مظلوم وار ، بر خلاف مسیح ع  كه می فرماید
.......... اما من میگویم  كه اگر كسی به تو زور گوید ، با او مقاومت نكن ؛ حتی اگر به گونه  راست تو سیلی زد ، گونه دیگرت را نیز پیش ببر تا به آن نیز سیلی بزند ! (* بخش احكام تورات انجیل متی )
 
مراحل یك تجاوز و یك دفاع حسین (ع )بیش از یك مظلوم یك مدافع :
 
در هر دفاع  سه مرحله نبرد وجود دارد ، اول متهاجم به طرف خود  ظلم میكند ، و كسی كه به او ظلم شده مظلوم واقع میشود ، تا بدینجا حسین ع  كه به آرمانها ، ایده آل ها و حقایقی كه در وجود خود داشت حمله شده بود مظلوم واقع شد ، اما مرحله دومی نیز هست و آن مرحله ای كه دیگر مظلوم ،‌مظلوم نیست ، جلوه زیبا تری می یابد و البته جلوه  ژرفتری  ، نیازمند ترحم نیست ، از ضعف نمینالد ، برای  باز گرداندن حق خود بپا می خیزد ، در این زمان وی یك مدافع است و حسین مدافع حقایقی بود كه در دل و در نهاد خویش داشت ، مدافع آن چیزی بود كه استادان خویش دریافته بود ، مدافع حق هایی بود كه محترم شناخته نشده بودند.
 این صفحه و این جلوه رنگی نو دارد ، نه رنگ سیاه  مرثیه و غم ، رنگ شادی  رنگی كه در آن فردی بر علیه ظلم قیام میكند ،  این چهره از عاشورا قابیلت آن را داراست كه در آن نه مراسم عزا داری كه مراسم بزرگداشت   برگزار شود !
در مرحله سوم كه نتیجه جنگ باشد باز حسین پیروز است ، همانطور كه عرض كردم ، وقتی مكتب عاشورا بعد ها تاثیر گذار تر میشود به همان شكل نتیجه اصلی جنگ عاشورا نیز بعدا مشخص شد ، پیروزی  یزید  در كربلا یك پیروزی صوری و عادی بود ، مثل سركوب قیام ابوذر (*تاریخ تحولات اجتماعی مرتضی راوندی )، اما پیامد و تاثیر عاشورا بعد ها یك  جنگ و شكست و پیروزی عادی نبوده ، چنان كه نیاز به ذكر نیست و تاثیر آن  كاملا مشهود است .........................
منبع:زنده رود

این عقیده ی منه و هیچ کس اجازه ی بی احترامی به ان یا پذیرش اونا نداره همه مختاریم
ولی من میگم چجوری مردی که جلوی ظلم وایساد را مظلوم می نامیم؟؟
ایا او یک روز ذلت را پذیرفت؟؟؟؟؟
اگر هم امام را بخواهیم مظلوم فرض کنیم در این روزگار بیشتر مظلومه...
که به نظر من این هم واقعآ اشتباهه چون او انقدر بزرگ بود که....
اگه خوشتون اومد اینم بخونیداقتدار اباعبدالله(ع)